صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 77

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

صائن الدين چه در ايران و چه در ممالك ديگر ، محضر بزرگان صوفيه را درك كرده و از كتب عارفان پيشين هم برخوردار شده است . تأليفات وى در زمينهء عرفان ، گواه وسعت معلومات او در عرفان و تصوّف است ؛ لكن محدوديتهاى اجتماعى آن روزگار و سلطهء بىمايگان بر نظام حكومتى موجب مىشد كه او جانب احتياط را رعايت كرده ، از برپايى مجالس رسمى در عرفان خوددارى ورزد . در روضات الجنان حكايتى آمده است كه نشانه‌هاى محدوديت علم و انديشه در روزگار صائن الدين ، به خوبى از آن هويداست . چنان كه از اين حكايت بر مىآيد ، صائن الدين خواهش مير سيّد محمد بدخشى را كه مىخواست نزد وى معارف صوفيه بياموزد ، اجابت نمىكند ؛ شب هنگام حضرت رسول را به خواب مىبيند و به اشارهء حضرتش ، درخواست سيد محمد را مىپذيرد و به او مىگويد : « شما مشكات حديث بخوانيد تا من در ضمن آن ، معارف صوفيه را بگويم . « 1 » » در نفثة المصدور هم مىخوانيم : « چون اين فقير بدين مملكت آمد ، به سخن برادر بزرگ ، ترك گفتن اين علم بكرد و نه خود گفت و نه ياران را گذاشت كه گويند ؛ نه ازآن‌رو كه بد است ؛ از آن جهت كه مردمان بىمايه كه علوم بسيار نكرده‌اند و غرض بسيار دارند ، سخن ايشان معتبر است اينجا ؛ و بزرگان اگر هستند به واسطهء صيانت عرض ، از ايشان خود را كشيده مىدارند . » « 2 » با اين همه ، معرض انواع توطئه‌ها واقع گشت . گرفتاريهاى او دربارهء مذهب ، پيش از اين شرح داده شد . انتساب او به تصوّف و نيز اعتقادات حروفى جانب ديگرى از جرايمش در ترك تسنّن محسوب مىشد كه او را وادار مىكرد رساله‌هايى در جهت تبرئهء خود بنويسد : « زبان طعن عيبجويان ، هر كسى را نامى مىنهند و جامهء نام و ناموس هر كه مىشناسند ، به رنگهاى گوناگون مىرزند . يكى را به رفض نسبت مىكنند و يكى را بدان كه خارجى است و يكى را بدان كه معتزلى است . اين فقير را بارى در سلك صوفيه مىكشند مثل جنيد و شبلى و بايزيد و خواجه محمد على حكيم ترمذى و شيخ سعد الدين حموى كه نور و صفاى مرقد هر يك ، قطرى از اقطار عالم منوّر و معطّر

--> ( 1 ) . روضات الجنان ، ج 2 ، ص 115 - 116 . ( 2 ) . چهارده رساله ، ص 187 .